من، دلم و تنهایی
گویند در آخر الزمان
دهانها را میبویند اگر بوی صداقت داد محاکمهات میکنند
دلها را تجسس میکنند اگر شیشهای بود میشکنندش
و اگر همرنگ دیگر آدمها نباشی، آنقدر شماتت میکنند تا …
آری اینست آخرالزمان که در آن نگاه داشتن ایمان از نگاه داشتن یک ذغال قرمز شده در کف دست سختتر است و ایمان پیش نیازی چون تقوا میخواهد و در تقوا در کلام امیر المومنین امام علی (ع) اینست: هر آن چیزی که برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند و هر چیزی که برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند…این حدیث گوهر بار از امام علی(ع) در منشور بین المللی حقوق بشر نیز آورده شده است
آری، داشتن تقوا برای هر انسانی نشانه بها داشتن اوست و حرکت به سمت آن، حرکت از سوی ” بودن ” به سمت ” شدن ” است
شدنی که وقتی به سوی آن میرویم باید شجاعانه در دنیای بد با آدمهای ناانسان درد را بپذیریم و اینگونه است که هنگام شدن انسان بها پیدا میکند
در جای دیگر داریم که بهشت را هم به بها میدهند نه به بهانه و من در عجبم این آدمها چگونه خواستار ورود به بهشتند اما تمام دنیایشان پا گذاشتن بر روی شرافت، انسانیت، اخلاق، وجدان و کرامت انسانی است و اینجاست که من اعتقاد دارم بهشت را هم صرفا به انجام اعمال نیک و واجب نمیدهند، بلکه بهشت را به شناخت، ایستادگی و گذشت در موقع شناخت و احاطه بر یک موضوع بزرگ میدهند، چرا که در هنگام شناخت و احاطه تمام خوبیها، کاستیها، سختیها و دردها بر سر انسان فرو میریزد و دشمنان کوچک زمینی بدون هیچ دلیل خاصی و صرفا با احساسهای مخربی مانند حسادت، تنگ نظری و کمبود شعور انسانی در برابرت طغیان میکنند
اما مهمترین دلیل آنها برای شماتت تو ” فهم و شعور تو ” است و چون فهمیدهای چیزی را که نباید میفهمیدی پس محکوم به محاکمه شدنی…
در این حالت باید آماده شد چون از این ثانیه به بعد چنگها صورتت را میخراشند، سنگها شیشهی دلت را میشکند و ناجوانمردانه از تو عبور خواهند کرد
اما با تمام این تفاسیر در دنیای بد آخرالزمان و جاماندگی از قافلهی شهدا و حرکتهای پرریسک از سمت بودن تا شدن حرفهای ناگفته زیادی برای من و دلم باقی مانده است! اما هنوز هم مسائل و چراهای بسیاری که در روابط آدمها به صورت عادت در آمده برای من باقی است! مانند انتظار صداقت و معامله آن با مهربانی و وقتی صداقتت را نشان میدهی جوابت چیزی غیر از مهربانی است…
و یک آرزو
به قتل رساندن انسانها در دنیا حکم قانونیش قصاص است، اما کشتن نفس یک انسان هیچ جرمی ندارد! این دو اگرچه هر دو جنایت بر ضد بشریت نام دارند اما در مورد نخست یک انسان پس از قتل مادی برای همیشه خاموش میشود اما در خصوص مورد دوم یک انسان پس ترور روح و نفسش تا مادامی که زنده است هر ثانیهای که به یاد لحظه ترورش خودآگاه یا ناخودآگاه میافتد دچار مرگ میشود! و ای کاش کشتن و ترور نفس انسانها در قانون مجازات سختی داشت و متاسفانه این امروز عرف جامعه جوان ما شده است…
کاش..
بدون شرح:

If you enjoyed this post, please consider to leave a comment or subscribe to the feed and get future articles delivered to your feed reader.

سلام
خوب نوشتی!
خوب!
حرف دل خیلیا روباقلمت روصفحه آوردی!!
الهی که دلت پرازشادی معنوی باشه