امتحان دشوار و خطیر منتظری چه بود؟!
منتظری ۸۷ ساله نیز به پایان مسیر زندگی خود رسید!
ولی امر مسلمین، آیت الله خامنهای با بزرگواری تمام و با چشم پوششی از تمام خیانتها و جنایتهای کوچک و بزرگ دارو دسته و خود منتظری با ساده لوحیش که او را بیشباهت با ابوموسی اشعری نکرده بود پیامی را صادر کردند، در گوشهای از این پیام ایشان فرمودهاند” در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل(ره) امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال میخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره آن قرار دهد. ” (متن کامل پیام رهبری)
حال برای تنویر افکار عمومی به بررسی چرایی این قسمت از پیام مقام معظم رهبری میپردازیم:
آقای منتظری تا پیش از جسارتها و بروز دادن افکار التقاطی و کج فهمیهایش، قائم مقام امام راحل(ره) بود که پس از آن ” امتحان خطیر و دشوار ” زمینه طراحی و ساختن سقیفه دوم را ناخواسته ایجاد کرد! سقیفهای که تکرار سقیفه اول پس از غدیر بود! در سقیفه نخست اولی بزرگ و کهنسال(ل.ع) از دومی(ل.ع) که فردی مکار و گرگ صفت بود فریب خورد تا پایه گذار سقیفه و غصب ولایت باشند.
اما در حالی که نطفه سقیفه دوم در حال بسته شدن بود امام خمینی(ره) با بینشی الهی، با تاسی از امام عصر ارواحنا فداه و با دیدی تاریخی پیش از تکرار آن در نامهای به منتظری یادآور شدند که ” این امتحانی خطیر و دشوار ” است.
عملکرد منتظری هم در سالهای پیش و پس از انقلاب قابل دفاع نبود، امام خمینی(ره) در کلامی ارزشمند فرمودهاند: ” هر جا دیدید دشمنان از شما تعریف میکنند شک کنید “! استناد به پوشش گسترده رسانهای معاندین نظام جمهوری اسلامی از مرگ منتظری نظیر تلویزیون فارسی بی بی سی، صدای آمریکا و اپوزیسیون خارج نشین”
همچنین آن امتحان خطیر و دشوار در حادثه نفوذ منافقین نظیر مهدی هاشمی که قاتلی حرفهای بود در بیت منتظری او را با وجود دانش بالا اما بدون بصیرت به چاهی افکند که امام امت(ره) دل مهربانشان شکست.
متن کامل نامه امام(ره) خطاب به منتظری به شرح زیر است:
جلد بیست و یکم - صفحه ۳۳۰ - نامه به آقای منتظری “عزل ایشان از قائم مقامی رهبری ”
نامه
زمان : ۶ فروردین ۱۳۶۸ / ۱۸ شعبان ۱۴۰۹
مکان : تهران ، جماران
مخاطب : منتظری ، حسینعلی
موضوع : عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری
صفحه : ۳۳۰
بسم الله الرحمن الرحیم
با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه ای برایتان می نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته اید که نظر تو را شرعا بر نظر خود مقدم می دانم ؛ خدا را در نظر می گیرم و مسائلی را گوشزد می کنم . از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام رااز دست داده اید. شما در اکثر نامه ها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آنها نمی دیدم . مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند ومی بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید. در مسئله مهدی هاشمی قاتل ، شما او را از همه متدینین متدینتر می دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمیباشید و به طلابی که پول برای شما میآورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمدالله از این پس شما مسئله مالی هم ندارید.
جناب آقای منتظری
صفحه : ۳۳۱
۳-دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم : من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگزچشم پوشی نکنم . من با خدای خود پیمان بسته ام که رضای او را بر رضای مردم ودوستان مقدم دارم ؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت بر نمیدارم .
۴- نامه ها و سخنرانیهای منافقین که به وسیله شما از رسانه های گروهی به مردم می رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان - روحی له الفدا - و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
مقدم بر نظر خود میدانید - که مسلما منافقین صلاح نمی دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی میشوید که آخرتتان را خرابتر می کند - با دلی شکسته و سینه ای گداخته از آتش بی مهریها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می کنم دیگر خود دانید:
۱- سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین وگروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد.
۲- از آنجا که ساده لوح هستید و سریعا تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
والله قسم ، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده لوح میدانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزههای علمیه بودید و اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و میدانید که از تکلیف خود سرپیچی نمیکنم . والله قسم ، من با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می دانستم . والله قسم ، من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم .
صفحه : ۳۳۲
روح الله الموسوی الخمینی
یکشنبه ۶/۱/۶۸
من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می افتد ندارم ؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم . من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بستهام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم . تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام ؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغهای دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق وشور و شعف پخش می کنند نگردند. از خدا میخواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان رابیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم ، هر چه هست اوست . والسلام .
و از خدا فقط یک دعا میکنم: خدای مهربان، آخر و عاقبت امور همه ما را ختم به خیر قرار بده.
العاقبه للمتقین
If you enjoyed this post, please consider to leave a comment or subscribe to the feed and get future articles delivered to your feed reader.

نظرات
هنوز دیدگاهی داده نشده.
دیدگاهتان را بنویسید: