نقارههایی که قرار دلهای بیقرارند
ای پسر حضرت زهرا(س)، تویی شاه و امیرم
همه آرزویم بوسهای از خاک ضریح تو گیرم
و همان لحظه بمیرم، که آرام شود این دل زارم
آقا، قرارم، نگارم همه دار و ندارم، ببین گشته خزان فصل بهارم و من خاک در کوی تو گشتم که بیایی به کنارم
و یا پا بگزاری به روی خاک مزارم، اگرچه که من این مایه ندارم
ولی آرزو دارم که بیایی دم مرگم به کنارم و یا پا بگزاری به روی خاک مزارم و همان لحظه سر از خاک بر آرم و دو دستم به روی سینه گذارم و بگویم
سلام ای پسر حضرت زهرا(س)…
سوم اسفند ماه ۸۸
پس از ماهها دل تنگی و تمنای دل برای زیارت امام رئوف، امام رضا(ع) به لطف یکی از دوستان نام مرا هم در لیست زائران آقا قرار دادند
سوار بر ماشین و حرکت به سمت مشهد
در طول مسیر با خودم فکر میکردم که این هم شاید یک خواب و یا یک رویاست
دلم بس تنگ بود و به این سفر بسیار محتاج، چراکه امام رضا(ع) مرهم دلهای بیقراریست که در نفسهایشان بغض غربت ایشان اشک میشود و دلتنگیشان برای سر گذاشتن روی دیوارهای حرم آقا بیتاب میشود
مسیر طی شد و برای زیارت آقا آماده میشدیم، اما همچنان در باورم نمیگنجید که در مشهدم و تا ثانیههایی دیگر دلتنگیهایم را برای آقا خواهم گریست
مسیر میان هتل و حرم را هم با چند نفر از دوستان همسفر طی کردیم و رسیدیم به باب الجواد(ع) و من نظاره گر نگاههای مشتاقی که به گنبد طلایی و زیبای امام رضا(ع) عاشقانه مینگرند. آرام آرام مسیر را طی کردیم و وارد فضای روحانی و آرام بخش حرم شدیم تا رئوفترین امام(ع) را از نزدیک زیارت کنیم و من همچنان متحیر از اینکه هنوز هم در رویا هستم یا بیداری
به صحن گوهرشاد رسیدیم و گنبد طلایی آقا امام رضا(ع) در برابر دیدگانمان نمایان شد و من خوشحال از اینکه با خطاهای بسیارم باز فرصتی برای بازگشت به سمت خویشتن پیدا کرده بودم
در آن لحظه تمام دوستان و کسانی که میشناختم در نظرم آمدند و یکی یکیشان را دعا کردم و غمگین از اینکه میدانم امام غریب پاسخ سلامم را میگوید و من گنه کار از شنیدنش عاجزم…
و این سفر ۴ روزه باز خاطرهای شد برای اینکه در یک کلام بتوانم بگویم: خدا با آٰفرینش ائمه(ع) و به خصوص امام رضا(ع) برای انسانها زیباترین، عاشقانهترین، مهربانترین و رئوفانهترین مسیر را برای رسیدن به اصل خودشان که ذات اقدس احدیت است را مانند نوری در یک شب تاریک مشخص کرده است و باز به خودم بالدیم که در ایران اسلامی و در سایه ولایت زندگی میکنم
و به خود بالدیم که ایرانیان حرمت امام رضا(ع) را در سرزمین اهورایی اینگونه پاس میدارند و در گوشهای دیگر امامان مظلوم در بقیع غریب را در سرزمین خودشان…
این سوال هم برایم بسیار در این سفر تکرار شد و آن این بود، آنانی که حب ائمه(ع) را ندارند، چه دارند؟ و لحظات سختی و پردردشان را چگونه و به چه امیدی سپری میکنند؟
این سفر ۴ روزه نیز تمام شد تا آخرین روزهای ۸۸ را هم با عنایت خاص امام رضا(ع) اینگونه زیبا سپری کنیم
با احترام به ساحت مقدس آقا علی ابن موسی الرضا(ع) خالصانهبا چشمانی بسته و دستانی به روی سینههایمان به ایشان سلامی را از هرکجا که هستیم، تقدیم کنیم:
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)، السلام علیک یا غریب الغربا، السلام علیک یا معین الضعفا و الفقرا، السلام علیک یا شمس الشموس و انیس النفوس…
التماس دعا
یا علی
پ.ن:
و این روزها بادهای اسفند را قاصدکی برای رساندن سلاممان به امام زمان(عج) قرار دهیم
نوای مخصوص نجوا با امام رضا(ع)( شعر اول متن از محتوای این نوا)
عکسی از فضای مقدس حرم رضوی( عکاس: خودم)
If you enjoyed this post, please consider to leave a comment or subscribe to the feed and get future articles delivered to your feed reader.


زیارت قبول
آرزو می کنم که باز توفیق زیارت آقا نصیب شما و همه عاشقان آقا بشه